![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای دختران جنوبی |
گاهي وقتا حس می كنم به يه چيزی نياز دارم ولي نمي دونم اون چيه؟ تو اعماق خودم يه چيزی خاليه و نمي تونم اونو پر كنم ؟ با هر چيزی كه خودمو سرگرم كنم بازم اون حس برطرف نمی شه تا اينكه يه روز با چشمانی اشكبار خوابم برد تو خواب يه چيز نورانی ديدم يه چيزی كه اون حس رو برام برطرف می كنه بيدار كه شدم سعي كردم اون خواب دوباره به ياد بيارم ولي نشد تا اينكه يه روز كه اون حسو داشتم بعد از نماز دعا كردم و با خدا راز و نياز كردم ديدم اون چيز نوراني دوباره برام مجسم شد و فهميدم اينه ، اين نياز من آره هميشه بياد خدا بودن و از همان روز در همه حال خدا با من بود و ديگر اون احساس هيچ وقت برام پيش نيامد. اگر نارحت باشم با اون حرف مي زنم و حس مي كنم كه اون داره من نوازش مي كنه و . . . ح . وجدی ـ چاه مبارك (بخش عسلويه) بوشهر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:26 توسط دختر جنوبی |
|
|
آرزوهای كودكانه مي ترسم از يك چيز مجهول مي ترسم در همه جا و از همه كس حس مي كنم كه درونم طفلی زنده است مي ترسم از اينكه يك روز آرزوهای كودكانه ام بر باد رود از اينكه يك روز از اين خواب رويايی بيدارم شوم و ببينم كه همه چيز يك خواب ، بيش نيست از اينكه يك روز از خواب بيدار شوم و ببينم كه همه ی يارانم بيش از يك خيال نيستند مي ترسم از حال و آينده و گذشته مي ترسم از آرزوهايم آرزوهای كودكانه ام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 1:39 توسط دختر جنوبی |
|
|
اشک خروسان سحری آواز صبحگاهی سر می دهند و من هنوز در
لابلای کنگره ی عرش چشم ها سر در گم هستم دور و برم تاریک
است و تاب حرکت
ندارم منتظرم کسی نقاب را از روی پلکهایش بردارد اشکی جاری
کند تا مرا با آنها همراه سازد. اما افسوس که در رهگذر باد نگهبان لاله بود و از
اشک خبری نبود بعد از سکوت و انتظار گل برگ سنبل مشکین نقاب
برداشت و عالمی را باخود روشن ساخت همراه قطره ها یکی شدم در میان تپه ها به پایین پرتاب شدم نمی دانستم به کجا پناه برمحیران و بی قرار آری قطره اشکی محبوس در میان چشمان طفلی یتیم....» م ابراهیمی سهمو جنوبی-بخش عسلویه- بوشهر |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 15:57 توسط دختر جنوبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ شامل دست نوشته ها و هر مقاله يا تصويرهاي كه توسط دختران منطقه ي عسلويه تهيه مي شود و من مدير اين وبلاگ به نوبه ي خود دست نوشتهاي دختران منطقه ي عسلويه را با ذكر اسم و روستاي نويسنده ي مطلب در وبلاگ مي گذارم
و من از همه ي دختران منطقه دعوت به مشاركت در اين وبلاگ دارم با تشكر |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| پیوندها |
|
انجمن انديشه ورزان برنا چلیک ، تجسمه خیالمه پرسپوليس چاه مبارك ديني نگاهی به روستای خره قرمزته بابا آب داد بغض فلوت كانون جوانمردان كنگان |
|
RSS
|